محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

34

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

اندود كرده بود و اين امر نيز در حفارىها به ثبوت رسيده است « 1 » . همچنين « سرلئونارد و ولى » مىگويد كه در « اور » فرودين طبقهء بناهاى سومرى را يك طبقه گلين سرشار از كوزه‌هاى سفالى رنگارنگ ، همراه با ادواتى از سنگ آتش زنه و بلور آتشفشانى يافته است كه درازاى اين طبقه حدود شانزده پا ( نزديك به 3 متر ) است . فرودين طبقه سازه‌هاى گلين كه شايد بتوان قدمت آن را به سال 2700 ق . م برگرداند . و چه بسا شهر « اور » در روزگار پيش از توفان در فروتر از اين طبقه بر پا بود كه تا كنون در گستره‌اى فراخ از اين منطقه كاوشهاى فراگير صورت نپذيرفته است و تنها چيزى كه مىتوان به اثبات رساند اين است كه پيش از توفان شهرى وجود داشته است . . . ديگر آنكه آن سفال‌هاى رنگارنگ را پنهان داشته بودند و « و ولى » چنين نتيجه مىگيرد كه دليل پنهان داشتن اين كوزه‌هاى رنگارنگ ، كه در جنوب سرزمين‌هاى رافدين پراكنده بود و براى يك بار به طور كامل پيش از توفان پنهان شده بود ، آن بود كه توفان كار ساكنان آن سرزمين را يكسره كرد و حتى آنان كه زنده ماندند قدرت توليد سفال را از دست دادند ، آنگاه ملتى ديگر ( سومريان ) به آنجا ( يعنى همان سرزمين تهى از سكنه ) آمدند و تمدنى تازه را بنياد گذاردند و سفال‌هايشان را به جاى دست ( كه در روزگار پيش از توفان رايج بود ) با چرخ مىساختند ، همچنانكه از افزارهاى [ ساخته شده از سنگ‌هاى ] معدنى نيز به جاى سنگ‌هاى آتشفشانى استفاده مىكردند « 2 » . شايد اين پرسش همچنان بر جاى باشد كه آيا توفان سومرى ، توفانى فراگير بود كه تمامى دنيا را غرق كرد ، يا محدود به جنوب عراق بود ؟ و ولى در پاسخ به اين پرسش مىگويد ، آن توفان سراسر جهان را فرو نگرفت بلكه محدود به ناحيه فرودست رودهاى دجله و فرات بود كه منطقهء مسكونى آن ديار را ( ميان كوه تا دشت ) فرو گرفت كه نسبت به كسانى كه در آن سرزمين مىزيستند ، چنان مىنمود كه تمامى جهان غرق شده است . و مساحتى كه توفان آنجا را در هم نورديد شايد درازايش به چهار صد ميل و پهنايش به يكصد ميل برسد ، چنان كه بيشتر ساكنان آن ديار در اثر توفان غرق شدند و آن مردم بر اين باور بودند كه اين بلا به منزله مجازاتى از سوى خداوند و به كيفر گناهان و خطاهايى است كه مردم مرتكب شده‌اند ، و تنها شمار اندكى از مردمان رهايى يافتند كه در

--> ( 1 ) . Woolley , L . op - cit , p . 34 - 36 . ( 2 ) . محمد عبد القادر ، پيشين ، ص 96 - 97 .